. . داستان سکسی ضربدری ( قسمت دوم– لاس زدن من با زن سعید ( ستاره ). سلام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا حقیقت داره و فقط و فقط اسم ها مستعار هستن و در ضمن از تمام جزییات استفاده میکنم و مو به مو توضیح میدم تا داستان کاملی بشه و مخاطب ها ازش لذت تمام ببرن پس لطفا با صبرو تحمل از اول تا اخرش رو بخونید.. من کیوان هستم 27 سالمه و زنم مهسا 30 سالشه.. "لازم به ذکره بگم کسانی که این سبک ارتباطات رو دوست دارن با زوج مورد نظر رفت و امد زیادی و باز گذاشتن خانم هاشون از لحاظ پوششی خیلی کمک میکنه تا به هدف مورد نظر برسن " خلاصه بگم که اون شب حتی یک دقیقه هم نه کیر من و نه کیر سعید خواب نبود و تا اخر شب هر دو ازشدت شهوت خیلی زیاد داغ کرده بودیم. اون شب در نبود خانمها که این ور اون ور تو خونه میچرخیدن به هر دلیلی من و سعید کلی حرفای حشری کننده زدیم با هم و فش به زن های هم دیگه میدادیم و هر دو هم خیلی خوشمون میومد از این کار. سعید گفت بهم که کیوان زن هامون یه جوری شدن و به نظرت ما هم بدن نمایی بکنیم پیششون ؟ گفتم چطوری ؟ گفت ما که تنها وسیلمون کیر هامونه و تنها جایی که زنها بهش توجه میکنن کیر مرداست. گفتم خب درسته. گفت ما که کیرمون راست شده و از روی شلوارک قشنگ معلومه بیا جلوی ستاره و مهسا زیاد بریم و بیایم ببینیم توجه میکنن. گفتم اره موافقم بذار ببینن کیرهامون رو اونا هم مثل ما داغ بشن. رسیدیم به مسیر مورد نظر و وقتی قطار ایستاد گفتم ستاره صبر کن یکم اینجا خالی بشه بعد پیاده میشیم که گفت باشه. مردم در حال پیاده شدن همش همدیگرو هول میدادن خودتون دیدین که عین مور و ملخ پیاده میشدن.. منم که هنوز به ستاره جو چسبیده بودم با تکون تکون های مردم و هول دادناشون خودم رو به کون ستاره میمالوندم و کیرم رو روی کونش میچرخوندم. خلاصه خلوت که شد با ستاره رفتیم بیرون کلی بد و بیراه به این مردم گفتم و گله کردم از طرز مترو سوار شدنشون و از ستاره هم یه عذر خواهی کردم بابت اتفاقاتی که افتاده و چاره نداشتم و از این حرفا که ستاره گفت اشکال نداره این حرفا چیه ما که با هم رودروایسی نداریم و گفت که اتفاقا خیلی هم خوشحال بوده که من باهاش بودم تو مترو و مجبور نبوده به غریبه ها بچسبه و از این حرفا.. گفتم ستاره برگشتنی میخوای از همین مسیر برگردی ؟ گفت اره خب از اینجا برمیگردم. گفتم خب باشه پس بگو کی کارات تموم میشه یه ساعتی بذاریم واسه اینکه بیرون همین ایستگاه همدیگرو ببینیم و باهم برگردیم. گفت: نه بابا مزاحم شما نمیشم تا همینجا هم کلی به زحمت افتادین. گفتم اختیار داری این حرفا چیه وظیفمه و منم کارخاصی ندارم و بگو چه ساعتی اینجا بیام که باهم برگردیم. با یه مکس کوچیک گفت که اون دو ساعت دیگه کاراش تموم میشه و برمیگرده اینجا که گفتم باشه پس منم دو ساعت دیگه میام همیجا و باهم برمیگردیم.. خلاصه هم من هم سعید به بهانه های مختلف همش بلند میشدیم و جلوی ستاره و مهسا راه می رفیتم تا اونا کیر های برجسته مارو ببینن که همین اتفاق هم افتاد و ما قشنگ فهمیدیم که مهسا به شدت داره به کیر سعید وقتی که بلند میشد از جاش خیره میشه و ستاره هم به کیر من. واسش نوشتم که: سعید اون فیلم اخری رو که گفتی جدیده و نشونم دادی خیلی جذاب بود و راستش اون تخت و رو تختی که روش سکس داشتن برام خیلی اشنا بود!. من از زمانی که به بلوغ جنسی رسیدم و فهمیدم که ارضا شدن یعنی چی این حس خیلی زیادی درونم رشد کرد و دیگه به جاهای خطرناکی می رسید به طوری که در طول دوران مجردیم با افراد زیادی نزدیکی داشتم حالا چه در حد مالوندن و چسبوندن و چه در حد سکس کامل. یعنی هر خانمی بهم نزدیک میشد یا مثلا رفیقم میشد در سریع ترین زمان ممکن سعی میکردم به راه انحرافی بکشونمش و همین زیاده خواهیم باعث می شد که همان روز های اول همه ترکم کنن. واسه همینم اکثرا در دوران مجردیم تنها بودم و زیاد دوست دختر نداشتم. اما از لحاظ جنسی به مرور طوری شهوتی شده بودم که دیگه واقعا کنترلش سخت بود. لامصب از شانس بد من هم تو تمام دوران مجردی یکی مثل خودم گیرم نیومد که به صورت کامل و دایم کنارم باشه. تقریبا تو سن 21 سالگیم بود که دیگه تحملم تموم شد و ازدواج کردم اون هم با کسی که هیچ وقت نشناختمش و بامعرفی فامیل و اشنا باهاش ازدواج کردم. اوایل فکر می کردم که ازدواج کردنم باعث میشه اتیش بیش از حدم بخوابه و دیگه کمتر زجر بکشم و در حقیقت اوایل زندگیم بد نبود و زیاد با زنم سکس میکردیم که فکر کنم دلیلش هم این بود چون بدون شناخت و رابطه بود ازدواجمون واسه هم تازگی داشتیم که خب میتونه دلیل قانع کننده ای باشه واسه سکس های مکرر تو اوایل متاهلی.. منو سعید که تنها شدیم یه نگاه به هم انداختیم و کلی خندیدیم و شروع کردیم حرف زدن. بش گفتم اخه ادم خر من میدونی از کی میخوام بگم بت با هم مثل قدیما باشیم و روم نمیشد. اونم گفت که وقتی تو روت نشده بگی خب من چطوری روم میشد بگم بهت. خلاصه سنگا بینمون اب شد و شروع به سین جیم کردن هم دیگه و اینکه او احساسش نسبت به مهسا چطوریه و من نسبت به ستاره چطوریم. تو همین صحبتا بودیم که مهسا و ستاره از اتاق اومدن بیرون و چشم هر دومون داشت از حدقه میزد بیرون با دیدنشون!! ستاره یه تونیک استین حلقه ای مشکی که تا وسطای رونش میرسید و سینه اش هم باز بود و میشد برجستگی و بالای سینه هاش و خط وسطش رو کامل دید. پوشیده بود و مهسا هم یه تونیک سفید که کاملا شبیه تونیک ستاره بود و فقط رنگشون فرق داشت تنش کرده بود که فک کنم تازه و با هم ست گرفته بودن. نکته جالبش این بود که تا حالا منو سعید فقط تا زیر زانوی زن هامون رو دیده بودیم و با شلوارک و تا الان تونیک بدون ساپورت پیشمون نپوشیده بودن که این دفعه جفتشون با پاها و رونای لخت بودن که ادم رو به شدت شهوتی میکرد. از مهسا براتون بگم که هیکل متوسطی داره و ستاره چون هیکلی تر بود هم باسناش با اون تونیک تنگ و مشکی رنگ برجسته و حشری شده بود هم سینه هاش. لامصب ها ستاره که پوستی سفید داشت رنگ مشکی گرفته بود و مهسا که پوستی سبزه داشت رنگ سفید. داستان سکسی ضربدری * جدید * ( قسمت اول - غیرعلنی های ما ). سرتون رو درد میارم تو کونم عروسی بود من که کار خاصی نداشتم و رفتم تو اون مسیری که اصلا نمیدونستم چرا اومدم گشتم یکی دو تا مجتمع تجاری و یه ابمیوه گیری خودم رو تقویت کردم و حسابی فکرای اساسی کردم که برگشتنمون چی میشه و چکارا که میکنم با ستاره.. نمیدونم شب چطوری و کی خوابم برد. صبح بلند شدم و با خوردن صبحانه مختصری که مهسا جون زحمتش رو کشیده بود رفتم سر کار. تمام اون روز هم با خودم فکر کردم که چه راهی پیدا کنم تا به سعید بگم که یه فکر توپ به سرم زد و قرار شد شب که برگشتم خونه به سعید بگم موضوع رو. شب پس از خوردن شام مهسا مشغول جمع کردن بساط شام و شستن ظرف ها شد و منم گوشیم رو بداشتم و رو مبل سه نفری یه بالش گذاشتم زیر سرم و دراز کشیدم و به سعید پیام دادم. یه بار که با هم چهار تای رفتیم خرید تو یه مجتمع تجاری شلوغ من چندین بار از پشت به ستاره چسبوندم و دست مالیش کردم البته کوتاه و در حد لمس کردن که خب عکس العملی ازش ندیدم. سعید هم چندین بار متوجه شدم که همین کار رو با مهسا میکرد و مهسا هم هیچ عکس العملی نداشت. البته من حدس میزنم واسه سمیمیت زیادمون بود و ستاره و مهسا هیچ وقت فکر نمیکردن ما همچین نظری بهشون داشته باشیم و حتی ستاره و مهسا رو طوری پیش خودمون راحت گذاشته بودیم که با لباسای راحت همیشه تو خونه زمانی که پیش هم بودیم میگشتن. اکثرا با تاپ و شلوارک تا زیر زانو و بدون روسری.. راحتی بین من و سعید واسه زن هامون ازشبی شروع شد که من و مهسا خونه سعید و ستاره بودیم.بعد از خوردن شام ستاره و مهسا شروع کردن به جمع کردن سفره و ظرف ها که من و سعید طبق معمول دید زدن هامون رو شروع کردیم و کس تپل و کون گنده وسینه های برجسته ستاره و مهسا رو دید میزدیم. به سعید گفتم بیا یه سری فیلم و عکس سکسی تو گوشیم دارم بهت نشون بدم سعید هم قبول کرد و گفت بریم اتاق خواب که اونجا کامپیوتر هم هست و راحت تر میتونیم این کار رو انجام بدیم وگفت اتفاقا من هم یه سری خوبشو دارم که باید نشونت بدم. بببلللهههه.. سعید فهمیده بود که این فیلم و عکسا مال من و مهسا است اصلا به روی خودش نیاورد. تو همین فیلم و عکس بازیا بودیم که سعید هم گفت بذار من هم یه فیلم خوب نشونت بدم که کف کنی! گوشی رو که بهم داد دیدم فیلمه ایرانیه یه زن خوابیده و یه مرد هم پاهای زنه رو بلند کرده و داره به ارومی کیرشو تو کس زنه عقب جلو میکنه و صدای اه گفتن های کوچیکی از زنه هم میومد. یه کم که دقت کردم دیدم شکل و گلهای رو تختی که روش سکس میکنن خیلی اشناست!! بببلللهههه دقیقا سعید هم فیلم خودش و ستاره رو نشونم داده بود! اولش جا خوردم و لی بعد یاد تعریفای سعید از کس وکون مهسا افتادم و منم شروع کردم به تعریف و قربون صدقه رفتن کس و کون زنه توی فیلم. هردو مون میخواستیم رابطه قبل بین ما دوباره شکل بگیره ولی هیچ کدوم حرفی نزده بودیم در اون مورد. اون شب تموم شد و من و مهسا رفتیم خونمون و من تا یکی دو ساعت بعدش خوابم نمی برد.. همش تو فکر سعید بودم که آیا موافقه با هم مثل قبل باشیم و راحت باشیم یا نه.. اگه هست باید هرچه سریع تر یه راهی پیدا کنم که بهش بگم و اگه نیست چرا فیلم خودشون رو نشونم داد و اجازه داد تمام بدن زنش رو لخت ببینم!.. داستان سکسی ضربدری * جدید * ( قسمت اول - غیرعلنی های ما ). سلام به همه بروبچ باحال و عاشقان داستان های سکسی ضربدری حالتون خوبه.. اومدم پیشتون با سری دوم داستانم و امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرین هر چند با اینکه داستانم بازدید زیادی داشته ولی نمیدونم چرا نظرات کمه.. امیدوارم از این سری به بعد نظرات بیشتر بشه خوشحالم میکنین. ادامه داستان. من و سعید دیگه با هم خیلی بیش از حد راحت شده بودیم و هر موقع با ستاره و مهسا سکس میکردیم فیلم و عکس میگرفتیم و نشون همدیگه میدادیم و کلی خرکیف میشدیم. قرار شد از اولین قدم هامون این باشه که شروع کنیم برنامه ریزی واسه دید زدن و دست مالی کردن و چسبوندن غیر علنی با مهسا و ستاره تا یواش یواش راشون بندازیم و کاری کنیم که بهمون خیلی زیاد عادت کنن. یه بار که داشتم میرفتم بیرون ستاره رو دیدم بعد سلام و احوالپرسی مسیرش رو که پرسیدم با اینکه راهمون یکی نبود الکی گفتم منم همون طرفی میرم باهم رفتیم داخل ایستگاه مترو که راحت تر بود معمولا اکثر مردم هم از مترو استفاده میکنن. از شانس خوب من مترو خیلی شلوغ بود طوری که همه به هم چسبیده بودن. منم از فرصت استفاده کردم و دستم رو زدم به پشت ستاره و گفتم عزیزم برو داخل و نگران نباش من کنارتم و پشتت مواظبتم که البته ستاره هم جز قبول کردن چاره ای نداشت و خب هر چی باشه من کنارش باشم بهتره از غریبه ها. وقتی داخل شدیم بردمش سمت دیواره قطار و چسبوندمش به دیواره طوری که جلوش دیگه کسی نبود و خودمم هم پشتش وایسادم البته کامل بهش نچسبیدم و یه فاصله 2-3 سانتی بینمون بود که دیدم هی مردم دارن اضافه میشن و همدیگه رو هول میدن که یهو دیدم جا به حدی تنگ شد که ناخواسته با فشار متوسط از پشت چسبیدم به کل بدن ستاره. چون مردم دیده بودن با هم داخل شدیم خب قاعدتا فکر میکردن زنمه و تو این مواقع هم کسی چیزی نمیگه. یواش در گوش ستاره گفتم ببخشید کاری نمیشه کرد خودت میدونی دیگه جانیست فاصله بگیرم. ستاره هم سکوت کرده بود و اصلا هیچی نگفت. وااااایییی خدای من تمام تنم میلرزید. این همون کونیه که مدتهاست تو کفشم. این همون تنیه که مدت هاست آرزوشو دارم. ممممم ججووووننن.. داشتم به شدت تف شهوت قورت میدادم و چون سر و صورتم از پشت نزدیک گوش ستاره بود شک نداشتم که صدای قورت دادنم رو شنیده بود. از خدام بود که تا 2 ساعت دیگه نرسیم به مسیر مورد نظرمون. خیلی کیف میداد و کسانی که شاید تو این موقعیت قرار گرفتن خوب میدونن چی میگم. خلاصه اینقدر شهوت. دلم رو زدم به دریا و براش نوشتم: پس موافقی مثل قبلنا بشیم ؟ جواب داد: جوابتو تا نیم ساعت دیگه که با ستاره رسیدیم خونتون اونجا بهت میدم! دل تو دلم نبود و سریع بلند شدم و به مهسا گفتم کاراتو زود تموم کن که سعید وستاره دارن میان اینجا. از اونجایی که این رفت و امد های پشت سر هم بینمون عادی بود مهسا گفت خوش اومدن و عجله نمیخواد ما که با هم این حرفا رو نداریم اصلا ظرفا رو میذارم واسه سعید که اومدن اون بشورتشون خخخخخخخخ. یه خورده خندیدیم و گفتم باشه حد اقل برو یه لباس شیک بپوش که قبول کرد ورفت لباس عوض کنه. سعید و ستاره رسیدن و بعد چاخ سلامتی و روبوسی منو سعید رفتیم نشستیم و ستاره هم رفت پیش مهسا که رفته بود تو اتاق خواب لباس عوض کنه و هنوز نیومده بود بیرون. داستان سکسی ضربدری * جدید * ( قسمت اول - غیرعلنی های ما ). سه شنبه - ۴ دی ۱۳۹۷ مشکلات مرتبط با دانلود کلیپ ها حل شد. اقا ما رفتیم اتاق خواب و زنها هم مشغول کار های خونه بودن.. از اونجای که من و سعید به فیلم و عکس سکسی ایرانی خیلی علاقه داشتیم شروع کردیم فیلموعکس نشون هم دیگه دادن که یه فکری به سرم زد. راستش من خیلی دوست داشتم رابطه دوران مجردی من و سعید ادامه داشته باشه و در متاهلی هم راحت باشیم و همه چی رو به هم بگیم و نشون بدیم ( منظورم رابطه بین زن هامونه ) واسه همین این فکر به سرم زد که فیلم سکسی خودم و مهسا رو نشون سعید بدم ولی بهش نگم که این مال خودمونه. عاقا از اونجای که من همیشه از سکس خودم و مهسا عکس و فیلم میگیرم که خیلی محافظه کارانه و باسانسور هستش گوشیم پر از فیلم و عکس خودمون بود. منظورم از سانسور اینه که هیچوقت تو فیلمو عکس از صورت مهسا نمیگرفتم یا زیر خودمون موقع سکس یه ملافه سفید مینداختم که رنگ تخت و خواب معلوم نباشه. خلاصه گفتم سعید بیا یه فیلم جدید نشونت بدم که مطمینم تا حالا ندیدی. گوشیم رو دادم دستش و فیلم رو پلی کرد و شروع کرد تف قورت دادن و تعریف کردن از فیلم و کیر و کس و کون من و مهسا که نمیدونست ماییم. چند تای دیگه هم نشونش دادم که کلی خر کیف شد و یه سری عکس هم دید که دیگه داشت کیرش شلوارکشو پاره میکرد. یه دفه سعید گفت این سری فیلم و عکس که همش مال دو نفره رو از کجا گیر اوردی ؟ یه لحظه جا خوردم و اب تو دهنم خشک شد. خودموسریع جمع و جور کردم و گفتم تازه از یه سایت سکسی که نوشته بود فیلم و عکس سریالی یه زن و شوهر دانلودکردم که یه جوری نگام کرد و با مکس کوتاهی گفت: خوبه ولی واقعا کس و کون زنه ناب ناب بود و کاش دستم بهش می رسید تا حسابی بکنمش! منتظر موندم و بالاخره سعید جواب داد: دقیقا همون فیلم و عکسای سریالی هم که تو نشونم دادی برام شهوت برانگیز بود و ازدیشب مخم رو خورده!. من در دوران مجردی داستان سکسی زیاد میخوندم تو اکثر سایت ها ولی تا قبل از ازدواجم اصلابه داستان سکسی ضربدری بین زن و شوهر ها نگاه هم نمیکردم چون تجربه نداشتم فکر می کردم همچین چیزی کشکه و الکیه تا این که خودم با پیدا کردن راهش و البته زحمت زیاد و امتحان کردنشون به این تجربه شیرین رسیدم و اصلا هم پشیمون نیستم و البته اگه باز هم شرایطش بشه این کار رو حتما تکرار میکنم. یه رفیقی از دوران کودکی داشتم به اسم سعید که یکسال بعداز ازدواج من اون هم ازدواج کرد و اسم همسرش هم ستاره است. من و سعید خیلی صمیمی بودیم و هیچی بینمون ناگفته نمونده بود تو دوران مجردی هم هر کاری میکردیم واسه هم دیگه با جزییات تعریف میکردیم. دیدن فیلم و عکسهای سکسی هم که مثل نقل و نبات بود بینمون حتی وقتی با دوست دخترامون سکس میکردیم عکس و فیلم مینداختیم و به همدیگه نشون میدادیم. این صمیمیت هنوز هم بینمون هست و از اون جایی که هردو متاهل بودیم و رفت و امدمون زیاد شده بود پس از مدتی نظرمون راجب مهسا و ستاره تغییرات اساسی کرد. در حقیقت ستاره از مهسا خوش هیکل تر بود و باسن و سینه های درشت تری داشت اما خب مهسا هم بد نبود فقط یه خورده از ستاره ریز تر بود. خلاصه بگم اوایل رفت و امدمون تو دوران متاهلی هیچ کدوم رومون نمی شد در مورد زن هامون با هام راحت باشیم ولی کاملا حس میکردم که سعید همیشه مهسا رو دید میزنه و زیاد بهش نزدیک میشه که البته من هم این کار رو میکردم راستش ستاره و مهسا یکم گرایش اسلامی داشتن واسه همین زیاد نمیتونستیم باهاشون شیطونی بیش از حد بکنیم خیلی محافظه کار بودن.. از اون شب به بعد من و سعید تصمیم گرفتیم هر موقع سکس کردیم با زن هامون با لباسهای مختلف باشه و فیلم و عکس بگیریم و به هم نشون بدیم و کم کم کارهای بکنیم که نظر خانم هامون رو به این کار جلب کنیم که بتونیم با هم حسابی خوش بگذرونیم. قسمت اول داستان تا اینجا به پایان رسید و در قسمت های بعدی براتون از شیطنت های ما 4 تا میگم و اتفاقات داغی که بینمون افتاد.. البته ازتون کلی نظر میخوام. به زودی باز هم میبینمتون همین جا. . فعلا بای..

شلوغ ترین سایت سکسی